سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )

377

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى )

گرديده كه چه بسيار انواع و افراد موجودات قوى فانى و منقرض گرديده و افراد و انواع ضعيفى كه باقى مانده بلكه گوئيم البته عالم طبيعت روى يك قاعده مضبوطى قرار گرفته و عليت و معلوليت بين اجزاء عالم جريان دارد لكن تمام اجزاء آن تحت يك عليت حقيقى و يك عامل واقعى مسخر ميباشند كه از روى حكمت و نظام عالم هر نوع ضعيفى را تحت تأثير نوع قوىتر از خود قرار داده كه در مورد غلبه نوع ضعيف نوع قوى از فساد و زيادتى آن جلوگيرى نمايد و آن زيادتى و غلبه آن را كه بفساد ميانجامد باصلاح آرد اين است كه مىبينيم ميكربهاى خوردى كه به چشم نميآيند خوراك ميكروبهاى قوىتر از آن قرار داده و نيز آنها را خوراك حشرات زمين گردانيده به همين ترتيب هر ما فوقى را مسلط نموده بر آنچه تحت او واقع گرديده مثلا ماهى را مسلط نموده بر كرمهاى آبى كه به آنها تغذيه نمايند و بعضى از همان ماهيان خوراك كبوتران ميشوند به همين ترتيب عالم طبيعى سيران مينمايد و اگر نبود ( تنازع بقاء ) بعضى انواع زيادتى مينمود و عالم را فاسد مىگردانيد . چون در كليه عالم طبيعى چنين است عالم تمدن انسانى نيز همين طور است كه تحت عامل واقعى و مربى حقيقى بايستى فساد آن را تبديل بصلاح نمايد و افراد مفسد آن كه بمنزله عضو زائد در بدن اجتماع است زايل گردانند تا اينكه بدن تمدن سالم ماند اين است كه هر جامعه‌اى كه روى قاعده مضبوطى استوار گرديده و هر يك از افراد آن بوظائف اجتماعى خود عمل مىكنند بقاعده ( انتخاب طبيعى ) براى بقاء شايسته‌ترند و به عكس هر جامعه‌اى كه افراد آن در طرف افراط و تفريط رفته‌اند به زودى مضمحل و منقرض ميگردند و شايد آيه اشاره به همين مطلب دارد كه ( اگر نبود دفاع بعضى از بعضى ديگر زمين فاسد ميگشت ) يعنى فساد بعضى از افراد سرايت مينمود به باقى و تمامى اهل زمين فاسد مىگشتند و اينكه از فساد افراد بشر بفساد زمين تعبير نموده نكته‌اى به نظر ميرسد كه مقصود از فساد زمين عدم انتفاع از آن باشد كه وقتى تمدن و جامعه بشرى فاسد گشت گويا زمين فاسد گشته زيرا كه ديگر انتفاعى كه